fars persian.ajam

بحران قطر و شورای همکاری خلیج فارس

کد خبر: ۸۰۵۱۸
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۸:۳۵
 
 
عجم: ورود ایران هزینه دارد، امیر جوان به سازش تن‌ نمی‌دهد اگر در خلیج‌فارس جنگی فراگیر رخ دهد، آنها دوست دارند پای ایران به جنگ کشیده شود
جمهوریت؛
چند سناریوی خطرناک درباره قطر
یک پژوهشگر خلیج فارس معتقد است قطع روابط با قطر برای منطقه بسیار خطرناک و زیانبار است و به اقتصاد کل منطقه اسیب جدی وارد خواهد کرد.
 

صبح دوشنبه اخبار رسانه های عربی خبر از یک بحران دیگر در منطقه داد، یک کشور عربی کوچک از میان اعراب طرد شد. برخی ناظران بین المللی معتقدند دوحه به دلیل حمایت از تهران به این سرنوشت دچار شده است. برخی دیگر نیز معتقدند قطر به دلیل حمایت از سنتی ترین اسلام گرایان جهان اسلام یعنی اخوان المسلمین و حمایت از مقاومت متهم شده است. برای بررسی قطع روابط قطر با کشورهای عربی با دکتر محمد عجم، پژوهشگر مطالعات حوزه خلیج فارس و غرب اسیا گفتگو داشته ایم که مشروح آن را از نظر می گذرانید:

قطع روابط اعراب با قطر را چگونه ارزیابی می کنید؟ از نظر اقتصادی چه تاثیری بر این کشور دارد؟
قطع روابط دستکم 4 کشور عربی با قطر تبعات بسیار سنگینی برای اقتصاد قطر دارد خطوط پروازی قطر که دومین خط پروازی در حوزه خلیج فارس است اسیب جدی می بیند تا همین الان 60 پرواز روزانه به قطر قطع شده است شاخص بورس قطر همان ساعات اولیه 7 درصد سقوط کرده است. 
دعوای عربستان با  قطر اگرچه قدیمی است اما پس از بهار عربی  علنی تر شد قطر از جنبش های اسلام گرای سیاسی مانند اخوان المسلمین  حمایت می کرد ولی عربستان مخالف بود و از جنبشهای لاییک بخصوص در لیبی و مصر حمایت می کرد قطر سابقه حمایت در جنگ 33 روزه  از حزب الله و حماس و  در جنگ سوریه از جبهه النصره را دارد که عربستان با هر سه این گروهها مخالف است.


آقای عطوان تحلیلگر برجسته جهان عرب آینده این بحران را جنگ نظامی پیش بینی کرده است؟ نظر شما چیست؟ 
احتمال محاصره اقتصادی کامل قطر وجود دارد ولی برای جنگ هنوز زود است باید  قدم های بعدی را عربستان بردارد اگر قطر به خواسته های عربستان تمکین نکند عربستان بدنبال قطعنامه در مجمع عمومی و  شورای امنیت علیه قطر خواهد بود اتهام وارده به قطر همدستی با طالبان القاعده و حوثی ها و حماس و تروریستهای اسلام گرای چچنی و حمایت از برنامه هسته ای ایران  است. تا کنون نزدیک به 20 اتهام برای قطر مطرح کرده اند  احتمالا گرفتن قطعنامه برای عربستان مشکل نخواهد بود

 

با توجه به اوضاع منطقه خاورمیانه، ارزیابی شما از آینده منطقه به چه صورت است؟ با توجه به اینکه قطر از ائتلاف عربی اخراج شده است.

همین اقدام تحریک کننده عربستان به اقتصاد کل منطقه خلیج فارس اسیب می زند و اعتماد سرمایه گذاران را کاهش می دهد، گامهای بعدی فشار برای تغییر حکومت و یا انتقال قدرت است .

همانطور که قبلا هم سال 1392 امیر قطر مجبور به کناره گیری شد اما اینبار امیر جوان قطر بسیار بعید است تن به سازش بدهد و به احتمال زیاد در مقابل توسعه طلبی و هژمونی طلبی عربستان ایستادگی خواهد کرد . قطر می تواند با فتوای شیخ مفتی القرضاوی مقاومت کند اگر قطر ایستادگی کندنظر به عدم بلوغ سیاسی  عربستان احتمال فشار سیاسی و اقتصادی و نظامی بر قطر محتمل است. عربستان در اقدام علیه قطر بسیار جدی است عربستان نمی خواهد یک معمر قذافی دیگر در جهان عرب ظهور کند و عربستان را به چالش دایمی بگیرد.
اینکه در خلیج فارس جنگی فراگیر در بگیرد خواسته  و ارزوی همیشگی اسراییل است اگر جنگی روی دهد انها دوست خواهند داشت پای ایران خواه ناخواه به جنگ کشیده شود اگر در منطقه جنگی در بگیرد و طرف پیروز نداشته باشد و همه بازنده باشند غربی ها استقبال می کنند اما نگرانی غرب این هست که در صورت بروز جنگ متحدان انها اسیب ببینند ولی ایران قدرتمندتر ظاهر شود و در کشورهای عربی نیز ترس این هست که گروهای سلفی افراطی قدرت را بدست گیرند پس فعلا جنگ تمام عیار را اجازه نخواهند داد و بیشتر با فشار اقتصادی و محاصره دریایی قطر را تسلیم خواهند کرد انها از قطر مجموعه ای از خواسته ها را دارند اولین  گام اخراج  رهبران و طرفداران حماس و اخوان المسلمین از قطر است.

این وضعیت برای ایران زیان است یا منفعت؟به هر صورت توضیح دهید که کشور ما چه سیاستی باید اتخاذ کند؟ آیا باید قطر را به سمت خود بکشد؟ یا سیاستی بیطرفانه اتخاذ کند؟

خدای نکرده هر جنگی در منطقه به ضرر منطقه و جهان اسلام است و اقتصاد کل منطقه آسیب می بیند.
ایران در جنگ جهانی اول سیاست بی طرفی اعلام کرد و در جنگ دوم هم همینطور ولی دول متخاصم بی طرفی ایران را نپذیرفتند.

ایران حتما موضع بی طرفی خواهد گرفت.  ورود ایران به نفع هریک از طرفهای دعوا منطقه را خطرناکتر می کند اما اگر فکر کنیم عدم حمایت ما از قطر می تواند جو را بین ایران و عربستان تلطیف کند اشتباه است عربستان بغض فرو خفته زیادی از ایران دارد روابط ما با قطر همیشه بر پایه حسن همجواری و عدم مداخله و همکاری  بوده و همین سیاست حتما ادامه خواهد یافت. به جز کدورتهایی که در سوریه میان ایران و قطر ایجاد شد ایران با قطر مشکل دیگری ندارد، اما ایران جانب هیچ یک از طرفهای متخاصم را نباید بگیرد و البته همانطور که سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرده وضعیت تخاصمی در خلیج فارس بضرر همه کشورهای خلیج فارس است و باید در جهت ارامش و تلطیف فضای تند حاکم بر خلیج فارس عمل نمود. خلیج فارس به ارامش و صلح نیاز دارد.

 
نویسنده : ajam : ٧:٢٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم

.

نویسنده : ajam : ٧:٢٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم

.

نویسنده : ajam : ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم

هند و پاکستان

آینده رقابت تسلیحاتی و نظامی هند و پاکستان

بهمن ۱۳, ۱۳۹۵ – ۳:۰۴ ق.ظ

دکتر محمد عجم  / مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بررسی و مقایسه وضعیت نظامی و دفاعی هند و پاکستان

در حالی که جهان سرگرم حوادث خاورمیانه و تروریزم هست دو دولت هند و پاکستان همدیگر را به حمله ‏اتمی تهدید می کنند و در ماههای اخیر وضعیت بین دو کشور بشدت بحرانی شده است. بطوریکه فرمانده ‏ارتش هند اخیرا تهدید کرده که قادر است همزمان در دو جبهه علیه چین و پاکستان بجنگد.‏ برای مقایسه توانایی های نظامی  دو کشور معمولا در پایگاههای خبری و تحلیلی نظامی آمارهای هریک از ‏امکانات و تجهیزات نظامی نیروهای زمینی – هوایی و دریایی و توان موشکی هند و پاکستان با اندکی تفاوت  ‏وجود دارد.

  پاکستان قبلا برتری های نظامی زیادی نسبت به هند داشت، اما اکنون در ارزیابی ها و درجه ‏بندی قدرت های نظامی در لیست ده ارتش نخست جهان قرار ندارد. پاکستان از نظر تعداد پرسنل و نیروهای ‏نظامی و شبه نظامی البته مقام ششم در دنیا را دارد، اما در جمع بندی کلی با هند فاصله زیادی دارد. هند ‏رتبه چهارم در اکثر لیست های درجه بندی نظامی است . هند با داشتن یک میلیون و ۳۲۵ هزار سرباز ‏سومین نیروی نظامی بزرگ را در اختیار دارد و بعد از آمریکا – چین و روسیه قرار دارد. بودجه نظامی آن نیز ‏در سالهای اخیر از   ۳۸ میلیارد دلار به حدود ۶۰ میلیارد دلار افزایش یافته است. هندچهارمین ناوگان ‏هواپیمایی و تانک جهان را در اختیار دارد. نیروی هوایی هند از جنگنده های پیشرفته ای همچون میگ ۲۹ ‏و‎ SU‏۳۰‏‎ ‎برخوردار است‎ ‎و اخیرا ۱۰۰۰ فروند رافائل نیز به این مجموعه اضافه شده است .‏

مزیت های دفاعی نظامی و هسته ای هر یک از دو کشور

هر دو کشور بر قدرت موشکی ، و توان بازدارندگی هسته ای خود تکیه دارند، اما هر دو  کشور نسبت به نیروی ‏هوایی و دریایی نیز در یک دهه اخیر توجه قابل ملاحظه ای نشان داده اند. هند در حال ساخت هواپیمای ‏رادار گریز هست و زیر دریای اتمی “چکرا” و ناو هواپیما بر” ویکرانت” را به آخرین تکنولوزی های غربی مجهز تر ‏می کند . پاکستان نیز دو نوع جنگنده پیشرفته تندر جی اف و کا ۸ و موشکهای  بابر- غوری – نصر- شاهین ‏‏– غزنوی – باختر شکن – هفت  و برق،  متکی است.‏ فاصله این دو کشور از لحاظ توانمندی نظامی روز به روز بیشتر می شود. در حالی که تلاش های موشکی ‏پاکستان بیشتر معطوف بر ساخت انواع موشک های بالستیک و کروز برای اهدافی ‏در داخل هند است، تلاش های موشکی هند متمرکز بر ساخت موشک های بالستیک با برد هر چه بیشتر و دارای ‏توانایی اصابت به اهداف قاره ای تا تمام چین و پاکستان را پوشش دهد. آزمایش های موشکی متعدد هند نیز ‏تا حد زیادی برای رسیدن به توازن در مقابل جهش های نظامی و اقتصادی چین هست.   در این ارتباط، هندیها روی تفاهم ضمنی آمریکا ،که از اوج گیری قدرت چین سخت می هراسد، حساب می ‏کنند. نمونه این گونه اقدامات انعقاد توافقنامه همکاری هسته ای بین هند و ایالات متحده است، که علیرغم ‏این واقعیت که هند عضو پیمان ان پی تی نیست، صورت گرفته است.  جدا از این با اینکه چین و هند ‏در حال حاضر در چارچوب برخی اتحادیه های بین المللی مانند بریکس ‏BRICS‏(شامل برزیل، روسیه، هند ، ‏چین و آفریقای جنوبی) و نیز گروه بیست ‏G-20‎‏ با یکدیگر تشریک مساعی دارند، اما این گونه همکاری ها، ‏نفی کننده اختلافات بالفعل و بالقوه بین این دو کشور، بویژه در  ۴ هزار کیلومتر مرز ‏مشترک و تبت و سیاچین ، نیست .‏

 اهداف هند و نوع تلاش ها و کوشش های دهلی نو در برتری بر پاکستان

‏ هند فقط بدنبال برتری بر پاکستان نیست، بلکه در شرایطی هست که برتری لازم را نسبت به پاکستان کسب ‏کرده است لذا بیشتر بدنبال برتری نظامی با چین است که البته راه بسیار دشواری برای برتری بر چین دارد. ‏هند قبل از فروپاشی شوروی در  ۹۰۰ درصد تجهیزات نظامی به روسیه وابسته بود. سمبل این همکاری ها اکنون ‏در موشک کروز براهموس هست. هند اکنون به بازار تسلیحاتی خود تنوع داده و فرانسه، ‏آمریکا و اسرائیل ‏حاضرند آخرین تکنولوژی های نظامی خود را به هند بفروشند و حتی در صدور دانش فنی به هند اظهار ‏آمادگی می کنند. نماد همکاری فرانسه با هند جنگنده های رافایل و در مورد آمریکا تولیدات شرکت لاکهید و نماد همکاری اسرائیل با هند سامانه ضدموشک باراک ۸ هست. هند در زمان تحریم های غرب برای اخذ برتری خود بیشتر به تکنولوژی اسرائیلی متکی بود ولی در یک دهه  اخیر مورد توجه خاص غرب قرار گرفته است.

 اهداف پاکستان و نوع تلاش ها و کوشش های  در برتری بر هند

پاکستان مقدار زیادی به پشتوانه چین متکی است. اخیرا با ترکیه نیز روابط محکمی برقرار کرده است. ‏پاکستان با کمک چین موشکهای پیشرفته و جنگنده های پیشرفته تولید می کند و در ساخت بمب اتمی از ‏فن آوری بومی استفاده می کند.‏ پاکستان قبلا از نیروی هوایی برتری برخوردار بود، اما اکنون با توجه به رویگردانی غرب از پاکستان موقعیت ‏آن کشور تضعیف شده است. پاکستان همچنان سعی دارد در اردوی غرب باقی بماند و شریک راهبردی ناتو ‏باشد اما غرب اعتماد خود را به پاکستان از دست می دهد. پاکستان اکنون بر روی حمایتهای کشورهای ‏اسلامی و عربی مثل عربستان و ترکیه حساب می کند اما به حمایت چین پشتگرمی محکمی دارد.‏ در واقع بزرگترین مزیت ارتش چین داشتن بیش از دو میلیون نظامی فعال است و بعد از آمریکا با بودجه بیشتر از  ۱۴۵ میلیارد دلار بیشترین بودجه نظامی را دارد. چین سومین نیروی دریایی بزرگ جهان و دومین میزان  تانک،  سومین ناوگان هوایی بزرگ جهان را دارد‎.‎‏ و برتری قابل ملاحظه ای نسبت به هند دارد اما پاکستان در همه این موارد با فاصله زیادی بعد از هند قرار می گیرد .‏

مقایسه برتری در هر حوزه

هند  اکنون در تمام حوزه ها دست برتر را در مقابل پاکستان دارد، اما قدرت رزمی زمینی پاکستان از هند بالاتر است. هند بیشتر ‏به قدرت موشکی متکی هست. موشکهای برهموس – آگنی(خدای آتش) – سوریا(خدای خورشید) – باراک و ‏پریتیو  نماد قدرت موشکی هند هست. بطوریکه آگنی ۵۵ بردی معادل ۵۵ هزار کیلومتر دارد. و پاکستان نیز بر ‏موشکهای  بابر- غوری – نصر- شاهین – غزنوی – باختر شکن – هفت  و برق،  متکی است. هر دو کشور ‏سعی بر جهش در امور موشکی و سامانه های دفاعی دارند.‏

مقایسه توان نیروی دریایی

نیروی دریایی هند نیز از یک ناو هواپیمابر ساخت روسیه ویکرانت و یک زیر دریایی اتمی  و همچنین شش ‏زیردریایی فرانسوی – اسپانیایی برخوردار است. هند در چند سال اخیر بر روی  ساخت ناو هواپیما بر  و ‏همچنین ساخت یک پایگاه دریایی  برای ایجاد امکان واکنش سریع در مقابل نیروی دریایی چین و پاکستان ‏فعالیتهایی را شروع کرده است. پاکستان در حال حاضر از حمایت نیروی دریایی چین برخوردار است و ناو ‏های هواپیما بر چینی در صورت لزوم در آبهای پاکستان مستقر می شود. امروزه پاکستان توان دفاع دریایی ‏کمتری نسبت به هند دارد.‏

آینده رقابت تسلیحاتی و نظامی هند و پاکستان

دو کشور در یک مسابقه خطرناک تسلیحاتی قرار دارند. هند روز ۱۳ دیماه موشک بالستیک راهبردی آگنی-۴ ‏را در ساحل اوریسا با موفقیت آزمایش کرد. این موشک ۴۰۰۰ کیلومتر برد، ۲۰ متر طول و ۱۷۷ تن وزن دارد. ‏همزمان فرمانده نیروی زمینی هند ژنرال بیپین راوات گفت که نیروی تحت فرماندهی وی آماده جنگ ‏همزمان با پاکستان و چین می باشد. وی این ‏سخنان را چند روز بعد از اعتراض چین به آزمایش موشک آگنی-۵  بیان کرد. موشک آگنی-۵ دارای ۵۰۰۰ ‏کیلومتر برد می باشد سراسر چین را می پوشاند. ‏هند و پاکستان در رقابتهای تسلیحاتی کشور سومی یعنی چین را در نظر دارند. البته چین با برتری های نظامی بر هند دارد بنظر نمی رسد مسابقه تسلیحاتی جدیدی که شروع کرده فقط به هندمعطوف باشد. چین در دریای جنوبی چین با  فیلیپین، ویتنام و ژاپن و آمریکا روبرو است. هند و پاکستان که خارج از این منطقه هستند ولی غیر مستقیم  در این موضوع دخیل هستند و مجموعه تحولات این منطقه را به یک دریای بحرانی تبدیل کرده اند.

عوامل موثر بر آینده رقابت های دو کشور در حوزه امنیتی نظامی و هسته ای

هند  و پاکستان علاوه بر کشمیر در زمینه آب و رود ایندوس- در مرزهای دریایی – در مورد تروریزم با هم ‏منازعه دارند. این خصومتها بر محیط امنیتی جنوب آسیا سایه افکنده است. همین امر باعث شده است دو ‏کشور همواره با توجه به خریدهای تسلیحاتی طرف مقابل، در صدد دستیابی به تسلیحاتی پیشرفته تر برآید و ‏بدین ترتیب همواره شاهد مسابقه تسلیحاتی در منطقه آسیای جنوبی بوده ایم.‏ در سطح منطقه ای مهمترین متحد استراتژیک پاکستان، چین است. نکته جالب توجه اینکه شکل گیری ‏محور پاکستان- چین، ناشی از احساس تهدید دو کشور از جانب هند بوده است و اتحاد هند – آمریکا نیز به ‏واسطه تهدیدی است که این دو کشور از جانب چین( و پاکستان، در مورد هند ) احساس می کنند. این امر ‏فضایی دو قطبی در جنوب آسیا ایجاد کرده است، که در یک سر آن چین- پاکستان و در سوی دیگر آن، ‏هند – آمریکا قرار گرفته است. رابطه پاکستان و چین، رابطه ای طولانی و مبتنی بر احساس نیاز هر دو کشور ‏به یکدیگر است. وزارت خارجه هند ، چین را به عنوان یک تهدید قلمداد نمی کند و خواهان گسترش روابط ‏دو کشور است؛ اما وزارت دفاع هند ، چین را بعد از پاکستان یک تهدید جدی  تلقی کرده و خواستار آن است ‏که دولت هند در برقراری رابطه با چین ملاحظات مرزی و امنیتی را مد نظر قرار دهد.‏

http://peace-ipsc.org/fa/

+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۱۱/۲۴ساعت ۲۰:۷
نویسنده : ajam : ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم

دانشمندان عرب و نام خليج فارس <#hits#>

نه تنها بسياري از دانشمندان و آگاهان در غرب بلكه بسياري از علما و دانشمندان عرب نيز چه در دهه 60 ميلادي (سالهاي اوليه توطئه) و چه در سالهاي اخير بر اصيل بودن و تاريخي بودن نام خليج فارس تأكيد كرده اند و نام خليج عربي را غيرعلمي و غيرتاريخي و مغرضانه خوانده اند. بسياري از اين آگاهان مسائل منطقه معتقد هستند كه نتايج زيانبار مادي، معنوي و رواني تغيير نام خليج فارس از سوي افراد متعصب و مغرض به ضرر کشورهای منطقه است. در اينجالازم است حداقل چند نمونه از اين اظهار نظرها را به روئت و قضاوت خوانندگان برسانيم:

عبد الرحمن راشد مدير کل شبکه جهانی تلويزيون عربيه و نويسنده سرشناس  پرتیراژ ترین روزنامه عربی ،شرق الاوسط چاپ لندن  و  سعد بن طفلة  یک وزیر سابق کویتی در  دو مقاله  جداگانه  در خصوص نام خليج فارس در تاریخ 1/1/2005 و  15/1/2005 اعتراف نموده اند که هیچ سندی برای تغيير نام خليج فارس وجود ندارد.
محمد ابوعلی در  16/12/2004  در همان روزنامه تغییر یکجانبه نام خلیج فارس را توسط روشنفکران ناسیونالیست محکوم نموده است و نوشته است  فجميع كتب الأطلس وكتب التاريخ والجغرافيا تتحدث عن اسم الخليج الفارسي. یاسین سوئد در نهار المغربیه 7/1/2005  در حالیکه اسناد تاریخی عربی و غیر عربی نام خلیج فارس را تایید می کند اصرار بعضی قوم گرایان بر تسمیه عربی عملی مربوط به عصر جاهلیت  است.حسن عباس نصرالله " تاريخ نگار و استاد تاريخ دانشگاه لبنان تاکيد کرد :
نام "خليج فارس " در همه اسناد و کتابهاى تاريخى ذکر شده است .
نصرالله روز پنجشنبه ۱۰/۱۰/۸۳ در مصاحبه با خبرنگار ايرنا گفت : تنب بزرگ و کوچک و ابوموسى نيز به ايران تعلق دارد. اين تاريخ نگار لبنانى افزود : موضع غيردوستانه برخى رسانه هاى کشورهاى عرب در برابر ايران مانند تحريف نام "خليج فارس " ناشى از فشارهاى آمريکا است که با همه امکانات به جنگ انقلاب اسلامى آمده است .
نصرالله ، اعتراض ايران به ناشرانی که  که خليج فارس را خليج عربى ناميده اند ، منطقى دانست . 

تاريخ نگار لبنانى از حکومت هاى عرب خواست که با بهره گيرى از رويدادها
و تحولات کنونى و پندگيرى از تجربه گذشته براى تقويت تفاهم و هماهنگى با 
ايران تلاش کنند.
وى تاکيد کرد که ايران به عنوان يک کشور مهم حوزه خليج فارس با محترم
شمردن تاريخ و جغرافياى منطقه و پايبندى به قوانين حسن همجوارى در برابر
بيگانگانى که در پى تحريف واقعيت هاى تاريخى هستند، ايستاده است .

مجله الاهرام www.ahram.org.eg/arabi در شماره 219 اگوست 2001 متن كامل مصاحبه آقاي مجدي عمر معاون اول سابق شوراي دفاع ملي مصر را چاپ نموده است وي در بخشي از سخنان خود چنين گفته است:" نسل من بخاطر دارد كه ما در ايام مدرسه در كتب و نقشه ها با لفظ خليج فارس سر و كار داشتيم ولي بعد از مدتي به آن خليج عربي اطلاق كرديم. اين غير منطقي، رزالت و پستي است. اين كه چند كشور عربي در اطراف آن باشند دليل نمي شود كه نامي تاريخي را تغيير دهيم، حال براي اينكه خود را از اين مخمصه نجات دهيم فقط آنرا خليج مي ناميم ، كدام خليج؟! مگر خليج بدون نام هم مي شود".


انتخاب ۲/۱۱/۸۳) برخورد غيرحكيمانه اعراب با نام «خليج فارس»
  نوشت
:  دكتر عبدالنعم سعيد رئيس مركز تحقيقات سياسي و استراتژيك الاهرام گفت كه اصرار اعراب براي مذاكره با ايرانيان بر سر نام خليج فارس را «برخوردي غيرحكيمانه» با حقايق تاريخي و جغرافيايي مي‌داند.وي كه همراه هياتي از اين مركز براي شركت در ميزگرد ايران و مصر به تهران سفر كرده بود، در دومين بخش از گزارش خود كه روزنامه مصري «الاهرام» آن را منتشر كرد نوشت: براي اولين بار بود كه از مركز اسناد وزارت خارجه (ايران) ديدن مي‌كرديم و براي ما از هر نظر اعجاب برانگيز بود.

آنچه در مركز اسناد وجود داشت، به معني واقعي كلمه شگفت‌آور بود و اين اسناد با عالي‌ترين و مترقي‌ترين فناوري موجود براي حفظ آثار، نگهداري مي‌شدند، براي پژوهشگراني چون ما اين مركز اسناد يكي از گنج‌هاي علاءالدين بود، به ويژه آن كه آنچه در رابطه با مصر و ايران و روابط آن دو كشور يافتيم مربوط به زماني بود كه مردم به تازگي قادر به نوشتن و ثبت كردن شده بودند. از سويي ديگر، شايد شاه بيت اين قصيده هم اين باشد كه در اين مركز يكي از غني‌ترين مجموعه‌هاي مربوط به نفشه‌ها را كه تاكنون در هيچ كتابخانه‌اي نيافته بودم، مشاهده كردم. در اين نقشه‌ها وضعيت جهان و جايگاه ايران در هر دوره‌اي از آن ديده مي‌شد.

به طور كلي، به هيچ وجه شگفت‌انگيز نخواهد بود كه بگوييم، همه نقشه‌ها از دوران يونان باستان و حتي نقشه‌هايي كه عرب‌ها ترسيم كرده بودند و ما شاهد آن بوديم،‌همه آنها كلمه خليج فارس را به كار برده بودند.

به نظر مي‌رسد كه اين كار، مطرح شدن يكي از موضوعات معلق در روابط عربي - ايراني است كه به صورت بسيار زودرس مطرح شده است. اين مساله به نامگذاري خليج (فارس) ميان عرب‌ها و ايراني‌ها مربوط مي‌شود. به هر حال من نسبت به حالت تمايل شديدي كه عرب‌ها به عربي خواندن خليج فارس پيدا كرده‌اند، اصلاح احساس هيجان نمي‌كنم، زيرا در همه جهان چه شرق و چه غرب، چه از سوي دشمنان و چه از سوي دوستان ايران نقشه‌اي يافت نمي‌شود كه به غير از خليج فارس نام ديگري بر آن باشد. چنين به نظر رسيد كه تلاش‌هاي برادران شيفته قوميت عربي براي مذاكره با ايرانيان درباره نام خليج فارس - عربي يا خليج اسلامي و يا فقط خليج در واقع نوعي برخورد غيرحكيمانه با حقايق تاريخي و جغرافيايي بوده است.

در كتاب " تطوير العلاقات المصريه الايرانيه" مجموعه نويسندگان ، چاپ موسسه مطالعات سياسي و استراتژيك الاهرام 2002 .قاهره در ص 190 به نقل از آقاي دكتر عبد المنعم سعيد رئيس مركز تحقيقات سياسي و استراتژيك الاهرام چنين آمده است :" به صراحت تمام بگويم هيچ مدرك و سند تاريخي نديدم كه نام خليج فارس را بتوان مستند بر آن تغيير داد. تمام نقشه ها و كتب تاريخي و حتي بعضي از سخنرانيهاي ناصر و رهبران انقلاب از خليج فارس صحبت شده است. اگر تغيير نام خليج باعث كدورت مردم ايران است چرا به حقيقت اعتراف نمي كنيم. بايد شجاعت داشت و اين در حدود موازين علمي است. همچنين اين نويسنده و متفكر بزرگ در مقاله ديگري در روزنامه الاهرام 23 دسامبر 2002 در دفاع از نام خليج فارس مقاله اي علمي و ارزشمندي نوشته است و تغيير اين نام تاريخي را محكوم نموده است. دكتر عبدالمنعم سعيد در بخشي از گزارش سفر خود تحت عنوان " تقرير آخر من طهران" نوشته است:

يكي از مكانهايي كه در سفر 9/12/2002 در تهران بازديد كرديم ، اداره اسناد و آرشيو وزارت امور خارجه بود در آنجا صدها نقشه جغرافيايي تاريخي وجود داشت كه موقعيت ايران و جهان را در طول تاريخ نشان مي دهد. براي من هيچ تعجبي تداشت كه در همه اين نقشه ها كه دوستان و دشمنان ايران اعم از اعراب و يونانيها تهيه كرده اند همگي آنها نام خليج فارس را در بر دارد. هيچ نقشه تاريخي در شرق و يا در غرب و در هيچ كجاي جهان با نام خليج عربي وجود ندارد و بنابر اين تغيير اين نام به خليج و يا خليج عربي و يا هر نام ديگري بر خورد غير منطقي و غير حكيمانه با حقايق تاريخي و جغرافيايي است.

روزنامه الاهرام www.ahram.org.eg در شماره 42229 مورخ 20/7/2002 در مقاله اي نحت عنوان " الثوره ساعدت علي تسميه بالخليج العربي بدلاً من الفارسي" نوشته است كه نام خليج از نظر تاريخي خليج فارس است. ولي در اثر انقلاب ناسيوناليستي ناصر به خليج عربي تبديل شد". (البته حقيقت اين است كه عوامل استعمار اين توطئه را آغاز كردند و افراطيون عرب ناآگاهانه در دام آنها افتادند.)

پرفسور عبدالهادي تازي نويسنده و پژوهشگر معروف عرب و عضو آكادمي پادشاهي مغرب و رئیس گروه نامهای جغرافی  کشور های عربی در مصاحبه با ایرنا   :

حقيقتاً من هيچ منبع تاريخي را نديدم كه آبراه جنوب ايران را خليج عربي ناميده باشد اعراب قبل و بعد از اسلام هميشه اين آبراه را بحر فارس بحر العجم و يا خليج فارس ناميده اند من خودم نقشه سفرهاي ابن بطوطه را در كتابم ترسيم كرده ام و اسم خليج فارس را در جاي خودش آورده ام بنظر من مسولان نقشه برداري و كارتوگرافي كشورهاي عربي و ايران بايد نشستي داشته باشند و در مورد اين نام با يكديگر مصالحه و سازش مورد رضايت همه اطراف داشته باشند. بنظر من اعراب هيچ نيازي ندارند كه نام تاريخي خليج فارس را به خليج عربي تبديل كنند و باعث كدورت غير عرب در منطقه شوند، اين عمل تفرقه افكني ميان مسلمانان است اگر كساني با كلمه فارس مشكل دارند مي توانند نام تاريخي معادل ديگر آنجا را كه بحر العجم بوده است بكار ببرند سازمان ملل و کنفرانس یکسان سازی نامهای جغرافیایی سازمان ملل فقط خلیج فارس را برسمیت می شناسد و من همیشه مخالف طرح ابهام در این خصوص در سازمان ملل بوده ام  ."

روزنامه شرق شماره مورخ 22/7/1382 به نقل يك مقاله از روزنامه الانباء چاپ كويت پرداخته است در اين روزنامه عربي ضمن تاسف از اينكه تحت تاثير قوم گرايان افراطي نام تاريخي خليج فارس در رسانه هاي عربي به خليج عربي تبديل شده است بدون اينكه واقعيتهاي تاريخي و احترام به ميراث تاريخي مراعات گردد. الانباء در مقاله اي تحت عنوان هويت آب آورده است زمان آن فرا رسيده است كه آب رفته به جوي بازگردد و امور را به جايگاه درست آن بازگردانيم و نام واقعي اين خليج را بكار گيريم به ويژه اين نام يك ميراث تاريخي خودي است و كاربرد نام خليج فارس هويت كشورهاي مشرف بر خليج را تغيير نمي دهد بلكه قطعاً عقلانيت از دست رفته را به ما بازمي گرداند. صلاح الساير در روزنامه الانباء 6- 10- 2003  ضمن دفاع از نام خليج فارس نوشته است قوم گرايان افراطي عرب كه حرمت تاريخ را نگهه نداشته و نام تاريخي خليج فارس را به خليج عربي تبديل كرده اند بايد به خود آيند و ماسكهاي جعل و دروغ را گنار بگذارند.

ايسنا اين خبر را بشرح ذيل مخابره كرده است:

اعتراف ديرهنگام به يك حقيقت تاريخي

روزنامه‌ي الانباء در مقاله‌اي خطاب به كشورهاي عربي و امت اسلامي، از آنها خواسته است كه از ناميدن "خليج فارس" به عنوان "خليج عربي" خودداري كنند، اين روزنامه‌ي كويتي در مقاله‌اي به قلم نويسنده مشهور عربي صلاح الساير، تحت عنوان (هويت آب) نوشته است: خليج فارس نام دريايي است كه ما را از ايران جدا مي‌سازد، ولي بنا به اهداف سياسي كه به اصطلاح قوم‌گرايان عرب يكه‌تاز آن بودند، اين نام در تمام اسناد، نقشه‌ها و مطبوعات و رسانه‌هاي عربي به (خليج عربي) تبديل شد، بي‌ آن كه حرمت تاريخ رعايت شود، يا احترام بايسته‌اي نسبت به حقيقت آن مراعات گردد.

نويسنده با طرح اين سوال كه آيا زمان آن فرا نرسيده است كه آب رفته به جوي بازگردد و امور را به جايگاه صحيح آن بازگردانيم تا به اين آب هويت تاريخي ‌اش را اعاده كنيم، مي‌افزايد: به ويژه اين كه چنين تصحيحي هويت كشورهاي مشرف بر خليج فارس را تغيير نمي‌دهد، بلكه قطعا عقلانيت از دست رفته را به ما باز مي‌گرداند.

روزنامه كيهان عربي در تاريخ 21/7/81 برابر با 13/10/2002 نوشته است: دكتر بروس اينغهام رئيس مركز پژوهشهاي خاور ميانه و نزديك دانشگاه لندن در مصاحبه اي گفته است كه " فكر مي كنم همه با من موافق هستند در اين حقيقت كه اين آبراه از نظر تاريخي خليج فارس نام دارد و اين نام نزد همه ملل شهرت دارد و عربها و ايرانيها نيز اين نام را از يونانيان قبل از اسلام گرفته اند. به نظر من براي مناطق جغرافيايي بايد نامهاي با ريشه تاريخي را به كار برد و اين به معني آن نيست كه خليج فارس متعلق به فارسها است همانطور كه اقيانوس هند متعلق به هند نيست اينكه دولت بريتانيا و بعضي از دولتها برخلاف روند تاريخي اين نام ،كلمه " خليج " بكار مي برند يك اشتباه فاحش و توهين آميز است.

در مقاله اي تحت عنوان :هل كل قلم حر عميل ..؟ بقلم: د. هوزان قاسو *

أخبار الشرق - 5 كانون الأول 2002 آمده است :وكل من يدعوا إلى إلغاء هذا المصطلح الجغرافي البحت مهما كان جنسه مثقف أو تنظيم كردي أو مثقف عربي أو تنظيم وطني فهو يحرف ويشوه ويزور التاريخ والمنطق معاً.حتى تاريخ هذه اللحظة معظم الناطقين بالعربية والقوميات المتواجدة في الوطن العربي من أقصاه إلى أقصاه لا يستطيعون تسمية الخليج بالخليج الفارسي رغم أن الفرس أقدم تاريخياً من العرب ولكن كوننا نعيش تحت لواء دولة عربية نلزم تسميتها الجغرافية جديده .

ـ المبروك بن عبد العزيز از كشور عربستان سعودي در يك مقاله اينترنتي تحت عنوان هل ستكون "الجزر الثلاث" "شط العرب 2"؟ نوشته است:

المؤسف أنّ العرب يواصلون تقديم الخدمات، عن قصد أو عن غير قصد، لقوى لا تريد الخير للمسلمين،  مثلا مع الإيرانيين هم يستفزون الشعب الإيراني و ليس الحكم الإيراني.
1- أول تلك الأخطاء إطلاق اسم العربي على الخليج الفارسي من جهة واحدة. فجميع كتب الأطلس و كتب التاريخ و الجغرافيا تتحدث عن اسم الخليج الفارسي. و نحن نعرف أن القبائل العربية انطلقت مع ظهور الإسلام من شرق وجنوب الجزيرة لتنشر الإسلام شرقا و غربا. بينما وصلت أطراف الإمبراطورية الفارسية قبل ذلك إلى حدود نهر النيل غربا. مسالة الاسم هي مسالة علمية تاريخية جغرافية لا يحق لنا تسييسها  من حيث عدد السكان المطلين على الخليج يتفوق الإيرانيون على العرب و ربما يتبعهم الهنود و الباكستانيون لان الدول الخليجية ستصبح قريبا مثل الولايات المتحدة متعددة الأعراق، كما أن للعرب بحر يقع في جنوب الخليج هو بحر العرب. فلم لم يطلق جمال عبد الناصر اسم البحر العربي على البحر الأحمر أو البحر الأبيض المتوسط؟..
2- فيما يخص الجزر الثلاثة يساوي الإماراتيون بين الاحتلال الإسرائيلي الواضح لفلسطين و بين خلاف حدودي حول جزر نائية تقع في عرض البحر بين دولتين مسلمتين، و يذكرنا دعم القمة العربية الأخيرة لموقف الإمارات في استعادة جزرها باستعمال القنوات السلمية بالدعم الفاشل و المتواصل الذي ناله العراق أثناء حربه مع إيران في الثمانينات من القمم العربية.
إن أي حرب جديدة مع إيران، لا قدر الله، لن تخدم سوى إسرائيل و أعداء المسلمين، و سيكون المتضرّر كالعادة الطرف العربي الأضعف، و بإمكاننا تخيل الدمار التي ستحدثه مثل هذه الحرب بالدول الخليجية التي أنفقت المئات من المليارات على التنمية طول عقود. هذا بالطبع إذا لم تتدخل الولايات المتحدة لتسيطر على الجزر و ترابط فيها.
إن إيران هي العمق الاستراتيجي للعرب من جهة الشرق. وهي دعم للحقوق العربية و الإسلامية. و يرجع جزء كبير من النمو التجاري و الازدهار الاقتصادي للإمارات إلى عوائد التجارة مع إيران التي تستفيد من الترانزيت الإماراتي خصوصا في ظل الحصار الأمريكي لها فيما يتعلق بالتكنولوجيا المتقدمة.


فالفرس موجودون هناك منذ آلاف السنين.
التقدم العلمي و التقني الإيراني سيخدم المسلمين و سيوفر لهم إمكانية التخلص من التبعية المكلفة للغرب. خلاصه ترجمه:
متاسفانه اعراب با تفرقه افكني ميان اقوامي كه هزاران سال است در منطفه حضور دارند به قدرتهاي استعمارگر خدمت مي كنند حضور فارسها در خليج فارس از اعراب قديمي تر است تغيير نام خليج فارس كه همه نقشه ها و اسناد تاريخ دليل بر اين نام است عملي غير علمي و توهين به ايرانيان و خدمت به استعمار است امارات در خصوص جزاير سه گانه همان راهي را مي رود كه صدام رفت و شكست خورد و باعث كشته شدن هزاران نفر مسلمان از دو كشور شد جزاير بهتر است در اختيار ايراني ها باشد تا در اختيار كشوري كه آن را به پايگاه آمريكا تبديل خواهد كرد.

"قدري قلعجي" نويسنده و متفكر عرب در ماه نوامبر 1968 در مقاله تحت عنوان (ملاقات صلح در مهد اسلام) در روزنامه "الراصد" چاپ بيروت نو چنين قضاوت مي كند: "ايران دولتي است دوست و ملتي است برادر، تاريخ آن با تاريخ عرب در هم آميخته و فرهنگ ما براي دوره اي از تاريخ مخلوط گشته است…اختلافات ما با آن درباره عربيت خليج فارس بيش از اختلاف ما درباره عربيت ابن المقفع، ابن برذو،‌ ابي نواس،‌ ابن قتبيه، ابن سينا،‌ سيبويه، خوارزمي، اصفهاني، ‌‌همداني،‌ رازي، موصلي،‌ بلخي ، ‌بيروني، غزالي، شهرستاني، گرگاني، طغرائي، كاشاني،‌تبريزي شيرازي كه همه از شاخه اي ايراني پديد آمده و در محيط اسلام رشد يافته اند نيست."

"علي حميدان" كه از نويسندگان برجسته عالم عرب است دركتاب (les Princes deorlmoir) چاپ پاريس همه جا نام خليج فارس را بطور كامل يادآور مي شود.

ـ متعاقب آن روزنامه تايمز لندن در 26 سپتامبر 1968 در صفحه خاورميانه اظهار اميدواري كرده است كه ديگر نويسندگان نيز از اين محقق منصف پيروي كرده و از سعي بيهوده در تغيير نام خليج فارس كه قرنها در كليه نقشه هاي جهان به همين نام طبع شده است پرهيز نمايند.

نذير فنصه سردبير "مله الاخاء" در اين باره مقاله جالبي نوشت و ضمن آن بشرح وضعيت علما و دانشمندان و متفكرين عرب پرداخته كه چگونه از لجاجت و تعصب غيرمنطقي دچار ناراحتي گشته اند و مي نويسد:‌"امروز اعراب از لحاظ تسميه خليج فارس در وضعي قرار گرفته اند كه نويسندگان و مورخان منصف از ترس اينكه در تلاطم احساسات لبريز شده، متهم به دست نشاندگي و ارتجاع نشوند، نمي توانند اظهار نظري كنند…شما را بخدا بگوييد كه نام خليج از چه تاريخي در كنار لفظ (عربي) قرار گرفت. اين بدعت از ده سال قبل و از زبان يك سياستمدار معروف و در راه يك هدف غايب معيني … آغاز گشت. اين توهين به تاريخ و اصول بين المللي است."

دكتر سيد محمد نوفل مصري، ‌معاون اتحاديه عرب و نماينده دولت مصر در كنفرانس حقوق بشر تهران 1968 در مصاحبه اي با خبرنگاران، پيرامون خليج فارس چنين سخن گفت: "من كوششهايي را كه براي تغيير نام خليج فارس به خليج عربي صورت مي گيرد مورد استهزاء قرارداده اين كوششهاي بي نتيجه را محكوم مي كنم"،‌ وي گفت كه مطالعاتي درباره منطقه خليج فارس دارد و در كتابي كه در سال 1952 درباره اين منطقه نوشته است همه از خليج فارس نام برده و تنها شيخ نشينهاي خليج را نه عرب و نه ايراني دانسته است.

همچنين روزنامه آكسيون چاپ تونس در اسفند ماه 1969 در بحث مفصلي تحت عنوان (كدام يك از اين عبارات صحت دارد) ضمن اينكه تاريخچه خليج فارس را مورد بررسي قرار مي دهد، فارسي بودن خليج فارس را ثابت نموده و اين اصل را از هر نوع شبهه اي بدور دانسته است.

علاوه بر اين كتابهاي زيادي از سال 1959 تاكنون از طرف پاره اي از نويسندگان و محققين منصف عرب بچاپ رسيده است كه در آنها از اين دريا بهمان نام اصلي يعني خليج فارس نام برده مي شود.

دهها ديپلمات و شخصيت علمي، اساتيد دانشگاه هاي عربي واسلامي در گفتگو با همتايان ايراني خود از اين بابت كه عده اي افراطي به تغيير نام خليج فارس دامن زده و باعث اختلاف ميان ايرانيان و اعراب شده اند اضهار تاسف كرده اند كه بدليل جلوگيري از اطاله كلام مجال پرداختن به همه اين نظرات نيست.

در كنفرانس يكسان سازي اسامي جغرافيايي، كشورهاي عربي دولت اسرائيل را بخاطر تلاش براي تغيير نام خليج عقبه بشدت مورد انتقاد قرار داده اند چطور همان عمل اسرائيل را خود به شكل بسيار بيشرمانه تري در مورد خليج فارس بكار ميبرند.
منبع کتاب خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ ،
وب سایت www.parssea.persianblog.ir
محمد عجم

نویسنده : ajam : ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم

just for your information

just for your information

As the  most famous Arab scholar  such as Mr.  Professor Abdul Saeed Moneam , Majdei Omar , Abdul Hadi Tazi, Ghalagei, Abdrahman Rashed   had wrote :

“There is no even a single book or map, document or any written or oral literature in Arabic or other languages in all over the world before 1950s to refer to this body of water as Arabian Gulf? All the maps even those which drawn by Arabs refer to this body of water as khaleej or bahre Farsi (Persian) and its equivalent.” (click for Arabs scholar opinions:: www.farsi-arabi.persianblog.ir
Anger of Iranian people and even Iranian government was not merely because of a parentheses name on national geography, it was an anger after 30 years of toleration
 the Persian gulf historical name as a heritage of yours and ours fathers and ancestors have do not  deserve of that harsh treatment that conducted by Arabs ultra nationalist and even takfeery sect we had tolerated Arabic mass media as they had referred to it as the new name of Arabian in the past 20 years,  but we raised our voice when we noticed  Arabs officials and institutions except(al Ahram weekly) not only refer to this body of water as its new name but also in translation and republication or in reintroduction of old documents , ancient books or maps they started to change its original word of khaleej al Farsi(Persian Gulf) to Arabic gulf and translate word Persian to Arabian ??! I had listed at least 20  ancient books and maps even those of Arabic that recently in new edition , the original name of the Persian gulf (bahre Farsi) had been deleted or translated to Arabian gulf !?!.i.e. (Ibn Battue’s travels and atlas of pre Islam of Arabia). This is contrary to the UN and UNESCO conventions and no body can  accept exteremist Takfeery,ultra nationalist,illogic ,unscientific way of conducting to the  ancient name of  (khaleej- al Farsi) Persian gulf  this approch is even contrary to your  norm  for names like of Mediterranean, Egypt ,Jordan , Tigris , Euphrates and many other names,) We had been silent in favor of unity  but we didn't received any mutual respect regarding historical truth from arabnationalist  toward the heritage of an ancient  nation who has been there since pre history time .Iranian had never tried to changed names like Arab sea  to  Persian sea  , shat al Arab to Arvand or 
 Caspian sea  ..... to Iranian although there are  many references in ancient  book and maps to Persian sea , Arvand and Iranian sea name but on contrary  there was a strong claims and many books and article on false basis on Iranian ancient territory and geo name , many hatred anti Persian material in Arabic book which insulting Iranian heritage  and language in the past recent 20 years we were hopeful  that it have been finished but unfortunately Iraq event once again fueled it on  baseless claim and this was the erupt of Iranian people  over   the national geographic map.  

 

According to the resolutions of the U N Conference on the Standardization of Geo Names, all geographical places must have officially a single name to avoid confusing in this age of digital and information era. According to professor Abdul Hadi Tazi Arabs have raised a local alternate name for Persian Gulf but this had been rejected by the conference and even UN secretariat in 2 occasions or more have announced that internationally recognized name of the Persian Gulf and its equivalent in another  5 UN official language is only recognized name of that body of water.
Professor Tazi also added “Current existence of 6 Arab countries is not a legal reason to change a name with 3000 universal usage background”.
 There are more than 184 resolutions of 8 UNCSGN conferences.

resolution No 9 of 8th conference in Berlin calling for RESPECT to historical name  in geographical NOMENCULATURE as the heritage of ...see page 55  of 151

 so we strongly believe  petro $$ of the Persian gulf  region is entitled to be used for promotion Of brotherhood, peace, sustainable development and  Eradication of illiteration and poverty not to be used for  Geo name change and provoking hatred, racism and Extremism.

The “Arabian Gulf” actually refers to the present-day Red Sea “in antiquity and the gulf west of Alexandria in Egypt coast. See atlas of The Arabian Peninsula in Old European Maps (253 maps) by Khaled Al Ankary and click this article Herodotus.  or  :    Persian Gulf Organization..  ..or www.persicus.persianblog.ir

    

   
Best Regards

Mohammad Ajam   faculty of political science 

================================================

please respect the historical truth

wrong reference in  Article by ....

The  reference in your website  the  new  term "Arabian Gulf" is historically and legally incorrect. According to all historical, geographical books ,maps and international documents, such as United Nation's directives and the  U NCSGN, the body of water between Iran and Arabian Peninsula is only called "Persian Gulf .

The “Arabian Gulf” actually refers to the present-day Red Sea “in antiquity and the gulf  of west  Alexandria in Egypt coast. See atlas of The Arabian Peninsula in Old European Maps  and click :    Persian Gulf Organization..  ..

   

Please be aware that in legal terms, the United Nations has twice recognized the legality of the term "Persian Gulf" (UNAD 311/March 5, 1971 and UNLA 45.8.2 (c) on August 10, 1984). It is significant that all Arab countries have signed the UN documents. For further information consult the following links:

http://www.un.org/arabic/av/radio/news/2003/n0311070.htm
http://www.un.org/Depts/Cartographic/english/htmain.htm
http://www.un.org/Depts/Cartographic/map/profile/westasia.pdf

http://www.un.org/Depts/Cartographic/map/profile/qatar.pdf

http://www.un.org/Depts/Cartographic/map/profile/iraq.pdf

http://www.un.org/depts/dhl/maplib/docs/escwa.pdf


It is a remarkable fact that the portrayal of geographical nomenclature by your site is at odds and at variance with the actual legal documentation of the UN and to the resolutions of the  .UNCSGN UNConference on the Standardization of Geo Names,  are you  aware of this ?
all Arab scholars up to the 1960s have also referred to the body of water as its Historical name "Kahleej-al-Fares" (Persian Gulf) See atlas of The Arabian Peninsula in Old European Maps (253 maps) by Khaled Al Ankary Tunisia and Atlas of historical maps of persian gulf  by S.M.Ghasmi UAE. or Atlas of IRAQ's  maps  by Ahmad Susa.(click for Arabs scholar opinions:

 www.farsi-arabi.persianblog.ir

Iranian had never tried to change geo name due to national intrest  like Arab sea , Oman sea   or   Caspian sea  .....to  Persian or Iranian sea  although there are  many references in ancient  book and maps to Persian  and Iranian sea.
The invention of "Arabian Gulf" was initiated by a political advisor of  Emir of Bahrain(Sir Charles Belgrave ( 1926-1956)  his initiative was rejected as an uncorrect reference at the time .  see TIME Magazine's August 27, 1956 entitled "The Uncontrollable Genie). Sir Belgrave's failure did not restrain Mr. Roderic Owen (an employee of British Petroleum in the 1950s) from reviving the project of name change for the Persian Gulf.
The misapplication of terms, such as using the old term for the Red Sea (Arabian Gulf) instead of Persian Gulf, was an ingenious step in creating geopolitical and popular friction between Arabs and Iranians which  can cause  confution and a mess of geo names .

Note that many schoolars and Mass Medi  such as CBC( Mr. Germain head of Canadian Broadcasting Corporation) after carful study of the case have  removed  all references to "Arabian Gulf" and now  correctly refer to the body of water as The Persian Gulf. .
It would be appreciated that the geographical error be rectified as soon as possible. Your attention to this matter is most appreciated.


Best Regards

Mohammad Ajam   faculty of political science 

نویسنده : ajam : ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم

منشور کوروش ذی القرنین رو نمایی شد

 پشت جلد و روی جلد یک نقشه قرن هفده با نام دریای پارس و خلیج فارس است.

 نویسنده محمد عجم انتشارات پارت. تهران  ۱۳۸۳ 

 

تصویر

 روی کتاب

نویسنده : ajam : ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم

۹ آذر روز خليج فارس

تفسير
روز خليج پارس
حضور محترم حجت الاسلام آقاى محمد خاتمى
رئيس جمهور گرانقدر جمهورى اسلامى ايران
عاليجناب
ما امضا كنندگان زير به نمايندگى از طرف سازمان (دفاع از) خليج پارس www.persiangulfonline.org به دليل اهميت ويژه اى كه اين دريا در زندگى كشورمان داشته و دارد و به دليل حساسيت هاى فوق العاده اى كه به تازگى نسبت به موجوديت ايران در خليج پارس به وجود آمده است رسماً تقاضا داريم كه روز خاصى به عنوان «روز خليج پارس» روى تقويم ملى كشورمان مشخص شود.سال هاى چندى است كه سازمان ما تلاش خود را وقف دفاع از نام تاريخى خليج پارس (Persian Gulf) كرده و در مبارزات اخير عليه تلاش بنياد نشنال جئوگرافيك در زمينه تغيير نام خليج پارس و شمارى از جزاير ايرانى در آن دريا، پيشگام و پرتلاش بوده است. در حقيقت شمارى از اعضاى ما حدود چهل سال است كه در اين راستا گام برداشته و تلاش كرده اند. اخيراً دولت جنابعالى به گونه سازنده اى در اين مسير فعال بوده و در دفاع از نام تاريخى خليج پارس دست به اقدامات سودمندى زده است. در حمايت از اين سياست بوده است كه دولت جنابعالى ترجيح داد تلاش و كوشش مثبت را جانشين سكوت غير سودمند سازد و براى خنثى كردن توطئه هاى ديگران عليه هر آنچه به ميراث گرانبهاى ايران مربوط مى شود قامت آراسته كند.اخراج نماينده نشنال جئوگرافيك از ايران و ممنوع كردن ورود نمايندگان آن بنياد به ايران به دليل اقدام تجاوزكارانه عليه نام راستين خليج پارس و حقوق سرزمينى ايران در آن دريا نمونه بارزى از اين جهت گيرى سياسى مثبت دولت جنابعالى بوده است.
092352.jpg
ما سپاسگزار دولت آن عاليجناب خواهيم بود اگر پيشنهاد سازمان ما در زمينه تعيين و تثبيت يك روز مشخص روى تقويم ملى كشور عزيزمان به منظور بزرگداشت اهميت خليج پارس در رابطه با حيات سياسى و اقتصادى ايران، به عنوان «روز خليج پارس» مورد حمايت قرارگرفته و به عمل درآيد. سازمان ما روز نهم آذرماه را كه سالروز پيروزى ملت ايران در بازگرداندن جزاير تنب و ابوموسى به حاكميت و مالكيت تاريخى ايران است، براى اين منظور برگزيده است.اين روز ويژه در يك پروسه دموكراتيك از ميان چند پيشنهاد ديگر به تصويب اكثريت قاطع اعضا و ديگر علاقه مندان قرار گرفته و از اين پس به عنوان «روز خليج پارس» مورد بزرگداشت آنان خواهد بود.ما به حمايت و تاييد اين پيشنهاد از سوى آن عاليجناب كه حمايتى بسيار مهم و كارساز خواهد بود متكى بوده و از هم اكنون سپاس فراوان خود را پيشكش آن عاليجناب مى كنيم.
ارادتمند
•دفتر هيات اجرايى
دكتر محمد علا استاد دانشگاه ايالتى كاليفرنيا و رئيس هيات مديره سازمان هاى خليج فارس (PGO) و ميراث ايران(Iran Heritage)
جواد فخارزاده
•مدير عامل سازمان خليج فارس- PGO
•هيات مشاوران سازمان خليج پارس
دكتر پيروز مجتهدزاده- استاد دانشگاه- ايران و بريتانيا
دكتر كاوه فرخ- استاد دانشگاه- كانادا
دكتر داوود رهنى- استاد دانشگاه- ايالات متحده
دكتر حميد زنگنه- استاد دانشگاه- ايالات متحده
دكتر محمد نواب- استاد دانشگاه- ايالات متحده
دكتر فرهنگ مهر- استاد ممتاز
تريتا پارسى- رئيس شوراى ايرانيان آمريكايى NIAC
•روابط عمومى
امير نقشينه پور- كاليفرنيا
مسعود ناصرى- ميشيگان
•پژوهش و انتشارات
دانيال پوركسالى- ويرجينيا
پژمان اكبرزاده- سخنگو در ايران
•اعضاى افتخارى
پروفسور ريچارد نلسون فراى- استاد ممتاز و موسس مركز خاورميانه دانشگاه  هاروارد
ترنس وارد- مولف كتاب «در جست وجوى حسن»
 
شرق آنلاين
صفحه اول
ايران
مجلس
جهان
اقتصاد
ديپلماسى
سياست
آسيا و خاورميانه
اروپا و آمريكا
اقتصاد ايران
اقتصاد جهان
بازار
رسانه
موسيقى و تجسمى
تئاتر و تلويريون
مردم
انديشه
تاريخ
كتاب
پزشكى
علم
ورزش خارجى
ورزش
جامعه
حادثه
ويژه عكس
صفحه آخر
آرشيو

نویسنده : ajam : ٥:۱٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم

قوم فروشان

 بيشتر از دو هزار سال همسايگي و آميختگي فرهنگي و ديني ايرانيان با اعراب ارتباط ناگسستني را ميان ما و آنها ايجاد نموده است در همين راستا بويژه در دو دهه گذشته مقامات ايراني در جهت احترام به برادران عرب!! از دامن زدن به اختلافاتي كه باني و آغازگر آن ناسيوناليستهاي عرب بوده اند خودداري نموده و حتي در جهت اينكه به فارس گرايي متهم نشوند در گفتگو با همتايان عرب خود همراه با آنها از خليج فارس با نام خليج نام برده اند؟؟!! و در مقابل كاربرد گسترده و سراسري خليج عربي در تمامي رسانه هاي گروهي عربي سكوت اختيار نمودند!! آما آيا اين موضوع احترام متقابل را در بر داشته است؟. ناسيوناليستهاي قومچي و شوينيست عرب ( عرابها)در چند دهه گذشته نتنها به قوم فارس بلكه به تمامي اقوام پيراموني خود رويكردي تحقير آميز داشته و در دهها كتابي كه منتشر نموده اند بيكباره منكر تمام حقايق مكتوب شده و در جهت فرضيه ها و افكار نژاد پرستانه خود مدعي شده اند كه قوم عرب نه تنها قوم كوچكي در جنوب شبه جزيره عربي نبوده اند بلكه تمدن فراعنه، بين النهرين، بابلي، آشوري ، ايلامي ، ليبيه، مغرب بربريه و آمازيق همگي به قوم عرب تعلق داشته و آمازيق .قبطي و .. لهجه هاي عربي بوده اند و قبل از ورود پارس به سواحل خليج فارس، موطن عربي تا دامنه هاي زاگرس امتداد داشته است ولي توطئه يوناني يهودي در نام گذاري و استمرار نام خليج فارس در طول تاريخ نقش داشته و اين نام گذاري مطابق حقايق تاريخي نبوده است. اين تحريفات و زورگويي هاي تاريخي زماني براي ما ايرانيان اهميت پيدا مي كند كه گروهك جيره بگيري بنام تحرير احواز و تحرير عربستان نقشه هاي ساخت حزب بعث را در اين راستا منتشر مي كنند و اين افراد ضد ايراني و خود فروخته زير حمايت مادي و معنوي روشنفكران افراطي در كشورهاي عربي قرار مي گيرند و منكر وجود قوم ايلامي،فارس و خوزي شده و تاريخ را بنفع خود مصادره مي كنند اهميت اين زور گويي هاي تاريخي زماني بارزتر مي شود كه فردي ضد ايراني بنام ناصر پورپيرارخود را در سنگر مكتب اسلام پنهان مي كند تا راحت تر بتواند در تهران پايتخت كشوري اسلامي به تقليد از قومچيان افراطي عربي، كتابي توهين آميز منتشر و تاريخ و تمدن پارسي را سراسر كذب و ساخته قوم يهود و زبان پارسي را حقير و بي مايه و منكر شخصيت هاي ايراني همچون سلمانها و ديگران در تمدن اسلامي شده و به يكباره محصول 6 هزار سال تمدن همه اقوام خاورميانه را بنفع تئوري ناسيوناليستهاي عراب و نه به نفع تمدن اسلامي مصادره نمايد، خصومت اين افراد با فارس ، كرد ، ترك و ساير اقوام تنها به اين خلاصه نمي شود آنها از جامعه عرب شيعه نيز كه بر محور قومگرايي نمي چرخد خشمگين تر هستند و بقاي آنها را بر نمي تابند. توجه هواداران هر دين و مذهبي به بيت رهبران آن مذهب امري پذيرفته شده در تمام جهان است اما عرب شيعه اگر نيم نگاهي بسوي مرشد خود داشته باشد از ديد عرابها ( بر وزن فعال يعني شوينيست عرب) خيانت و جنايت محسوب مي شود. اين قومچي ها ، ايران قبل از اسلام را سمبل مجوسيت، خشونت، اشغالگري تجاوز و توسعه طلبي و ايران بعد از اسلام را سمبل شيعه گري، نفاق و مكاري مي دانند. صدام و شعلان شاگردان مكتبي هستند كه اين تئوري هاي كودكانه و جاهلانه را جزء اصول تغيير ناپذير فكري خود قرار داده و بر اساس آن سرنوشت مخرب و مرگباري را در منطقه رقم زدند . اين افرادنتنها  از عبارت تازه ساخته خليج عربی عقب نشينی نمی کنند بلکه ايرانيان را بخاطر اينکه از خليج فارس استفاده می کنند و زبان عربی را زبان رسمی  ايران نمی کنند خشمگين و اين را علامت توسعه طلبی و کبريای فارسی می دانند؟؟!! با اين مختصر بايد گفت بسيار ساده انگارانه است كسانيكه فكر مي كنند در كشورهاي عربي رهبران و يا روشنفكران منصفي پيدا خواهند شد كه از نام تاريخي خليج فارس در مقابل نام نفتي جديد حمايت نمايند. بر جامعه ايراني است كه به خود آيند وبا توطئه هاي رنگارنگي كه در پيرامون ما مي گذرد هوشيارانه برخورد نمايند و دوستان را از دشمنان بازشناسند

نویسنده : ajam : ۸:٠۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم

خليج فارس بحر فارس

 در كتيبه‌اي از داريوش بزرگ شاه هخامنشي واژه يا عبارت « درايه تيه هچا پارسه آئي تي Draya tya hacha Parsa aity» بر آبراه خليج فارس اطلاق شده است كه معناي آن « دريايي كه از پارس مي‌رود» است.

     فلاويوس آريانوس (Flavius Arrianus) مورخ يوناني كه در قرن دوم ميلادي مي‌زيسته است در كتابش آنابازيس براي نام خليج فارس واژه « پرسيكون كااي تاس Persiko  Kaitas»  « خليج فارس» را به كار برده .

      « استرابون Strabon» جغرافي‌دان معروف يوناني هم كه در نيمه قرن اول ميلادي زندگي مي‌كرد در كتاب خود مكرراً از همين واژه براي معرفي خليج فارس بهره برده و به ويژه تصريح مي‌كند كه اعراب ب93ين درياي سرخ و خليج فارس (پرسيكون كا اي تاس) روزگار مي‌گذرانند.

      كلوديوس پتوله ما اوس (Claudius Ptalemaeus) معروف و مشهور به بطلميوس بزرگترين جغرافيادانان عالم در قرون اوليه پس از ميلاد در قرن دوم ميلادي از آبراه خليج فارس تحت نام « پرسيكوس سينوس Persicus Sinus» ذكر كرده است كه دقيقاً به مفهوم « خليج فارس» است. در برخي منابع لاتين اين واژه به صورت سينوس پرسيكوس و « ماره پرسيكوم Mare Persicum» هم ذكر شده است كه معناي عبارت اخير درياي پارس است.

      لازم به يادآوري است كه در بسياري از زبانهاي زنده دنيا نيز همين واژه سينوس پرسيكوس براي معرفي نام خليج فارس وارد شده است. چنانكه در زبانهاي : فرانسه به صورت : Golfe Persique؛ .6انگليسي Persian Gulf؛ آلماني Persischer Golf؛ ايتاليايي Golfo Persico؛ روسي Persidskizaliv؛ ژاپوني Perusha Wan؛ و تركي Farsi Korfozi ثبت شده است.

      كوين توس كورتيوس روفوس (Quintus Curtius Rufus) مورخ رومي هم در قرن اول ميلادي نام لاتين « آكوارم پرسيكو Aquarum Persico» را براي نام خليج فارس به كار برده است كه به معناي آبگير پارس است.

      در منابع تاريخي و جغرافيايي دوره اسلامي نيز به طور مكرر براي شناسايي و معرفي آبراه خليج فارس از واژه‌ها و عبارات « بحر فارس ـ البحر الفارسي ـ الخليج الفارس ـ خليج فارس» استفاده شده است.

      ابوبكر احمد بن محمدبن اسحاق بن ابراهيم الهمداني مشهور و معروف به ابن الفقيه در اثر جغرافيايي‌اش مختصر كتاب البلدان كه در سال 279ق تأليف شده است درباره خليج فارس چنين آورده است : « و اعلم ان بحر فارس و الهندهما بحر واحد لاتصال احدهما بالاخر. يعني : بدان كه درياي پارس و هند از براي پيوستگي به يكديگر هر دو يك دريا هستند.»

      ابوعلي احمدبن عمر بن رسته در كتابش الاعلاق النفيسه و در سال 290ق درباره خليج فارس چنين نوشته است :

      « فاما البحر الهندي يخرج منه خليج الي ناحيه فارس يسمي الخليج فارس ... و بين هذين الخليجين (يعني خليج احمر و خليج فارس) ارض الحجاز و اليمن و ساير بلاد العرب. يعني : اما درياي هند، از آن خليجي به سوي ناحيت پارس بيرون آيد كه خليج فارس نام دارد... و بين اين دو خليج يعني خليج احمر و خليج پارس سرزمين حجاز و يمن و ديگر بلاد عرب واقع است.

      ابوالقاسم عبيدالله بن عبدالله بن احمد بن خرداد به خراساني (وفات 300ق) در كتاب خود المسالك و الممالك در اين باره مي‌نويسد: « گروهي از اين رودها به سوي بصره و گروهي به سوي مذار [شهري بين واسط و بصره] روانند و سپس همه آنها به درياي پارس مي‌ريزند.»

      بزرگ بن شهريار الناخذاه هرمزي (ناوخداي هرمزي) در كتابش عجايب الهند بر و بحر و جزايره كه در سال 342ق آن را تأليف كرده است از واژه « بحر فارس» براي معرفي خليج فارس بهره برده است. ابواسحاق ابراهيم بن محمد الفارسي الاصطخري (وفات 346ق) هم در كتاب خود مسالك الممالك از همين عبارت « بحر فارس» براي معرفي نام خليج فارس استفاده مي‌كند. مورخ نامدار ابوالحسن علي بن الحسين بن علي مسعودي (وفات 346ق) نيز در اثرش « مروج الذهب و معادن جوهر» در ذكر خليج فارس عبارت « بحر فارس» را به كار برده است. مسعودي در كتاب ديگرش « التنبيه و الاشراف» هم واژه « البحر الفارسي» را براي شناساندن خليج فارس به كار گرفته است.

      ابوريحان محمد بن احمد البيروني الخوارزمي (وفات 440ق) نيز در آثار خود واژه‌هاي     « درياي پارس ـ خليج پارس ـ بحر پارس» را براي معرفي خليج فارس ذكر كرده است.

      ابن حوقل در اثرش « صور الارض» و بشاري در كتابش احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم كه به ترتيب در سالهاي 367ق و 375ق تأليف شده‌اند، واژه « بحر فارس» را به جاي خليج فارس به كار برده‌اند در كتاب « حدودالعالم من المشرق الي المغرب» هم در معرفي خليج فارس از عبارت « خليج فارس» بهره گرفته شده است.

      محمد بن نجيب بكيران در كتابش جهان نامه؛ ابن البلخي در كتابش فارسنامه؛ شرف‌الزمان طاهر مروزي در اثرش طبايع الحيوان؛  ابوعبدالله محمد بن عبدالله بن ادريس در كتاب نزهه المشتاق في اختراق الآفاق؛ شهاب‌الدين ابوعبدالله ياقوت بن عبدالله حموي رومي در كتاب مشهورش معجم‌البلدان؛ ابوعبدالله زكريا بن محمد بن محمود قزويني در كتاب آثارالباقيه و اخبارالعباد؛ در كتاب عجائب المخلوقات و غرايب الموجودات؛ ابوالفداء در كتاب تقويم‌البلدان؛ و شمس‌الدين ابوعبدالله محمد بن ابي طالب الانصاري الدمشقي الصوفي در كتابش نخبة‌الدهر في عجايب البر و البحر به ترتيب واژه‌ها و عبارات : « بحر پارس - درياي پارس (و هم بحر پارس) ـ الخليج الفارسي ـ بحر فارس ـ درياي پارس (و هم بحر فارس) ـ درياي پارس ـ بحر فارس ( و درياي پارس) ـ بحر فارس و بحر الفارسي (و بحر فارس)» را در معرفي و ذكر خليج فارس به كار برده‌اند. اين عبارات و واژه‌ها به طور مكرر طي قرون پنجم تا يازدهم قمري در كتب و منابع تاريخي و جغرافيايي زير نيز ذكر شده است : شهاب‌الدين احمد بن عبدالوهاب بن محمد النويري در كتاب نهايت‌الادب في فنون العرب؛ حمدالله ابي بكر مستوفي در كتاب نزهه‌القلوب؛ ابوحفص زين‌الدين عمر بن مظفر معروف به ابن الوردي در كتاب حزيدة‌العجائب و فريدة‌الغرايب؛ ابن بطوطه در كتاب خود تحفه النظار في غرائب الامصار و عجائب‌الاسفار؛ ابوالقاسم محمد بن حوقل در كتاب صورةالارض؛ و كتاب صبح الاعشي في كتابه الانشاء نوشته احمد بن علي بن احمد القلقشندی.

     همچنين مصطفي بن عبدالله كاتب چلبي فلسطيني معروف و مشهور به حاجي خليفه (وفات 1067ق) صاحب كتاب كشف‌الظنون در كتاب ديگرش جهان‌نما در توصيف خليج فارس آورده است : [ترجمه از زبان تركي است] « درياي پارس ـ به اين دريا سينوس پرسيقوس مي‌گويند يعني خليج فارس به مناسبت اينكه در مشرق آن فارس واقع است بدان نسبت داده مي‌شود و آن را ماره پرسيقوم (درياي پارس) نيز مي‌گويند.»

     در جلد هفتم دايرة‌المعارف البستاني نيز كه در سال 1883م به چاپ رسيده است براي معرفي خليج فارس از واژه « الخليج العجمي» استفاده شده است.

نویسنده : ajam : ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم

← صفحه بعد